مرتضی نگاهی
" ترکان ایران فقط در آذربایجان نیستند و در خراسان و همدان و خلج و حتی در گوشه و کنار کرمان هم هستند. بنابراین نمی توان به همهء ترک زبانان ایرانی آذربایجانی گفت."
این سئوال را خیلی ها می پرسند و خیلی ها نمی پرسند! اما هر دو گروه معمولا مساله دارند با این واژه.
ترک در ادبیات ایران به انواع مختلف آمده است و بیشتر به درد همان شعر و ادبیات می خورد. از ترک شیرازی و کمرباریک و خون ریز و خون چکان بگیر تا ترک شجاع و دلیر و بی باک و ….
در شعر مولوی ترک به معنی واقعی خود نزدیک می شود. یعنی کسی که زبان مادری اش ترکی است. چون قونیه در زمان مولوی یک شهر کوزمو پولیتن بود و یونیانیان، ارمنی ها، مهاجرین خراسان بزرگ (که خود مولوی از آنان بود) و یهودیان و البته مردم بومی شهر که ترک زبان بودند، در این شهر زندگی میکردند. مولوی به هنگام سخن گفتن از هر طایفه ای خیلی صریح و آشکار می گوید: … ای بسا دو ترک چون بیگانگان…
در ایران هم غیر از حیطهء شعر و شاعری (قدیم) ترک یعنی همین ترک زبان. چون ترکان ایران فقط در آذربایجان نیستند و در خراسان و همدان و خلج و حتی در گوشه و کنار کرمان هم هستند. بنابراین نمی توان به همهء ترک زبانان ایرانی آذربایجانی گفت. (یا آذری به معنی آذربایجانی و مخفف آن. نه در معنائی که کسروی به کار می برد.)
اما در دنیا، چون در هنگام امپراتوری عثمانی افسران انقلابی نام خود را ترکان جوان گذاشتند و خواستند کشور را از چنگ “خلافت” نجات دهند و به یک جمهوری امروزی تبدیل کنند و نام “جمهوری ترکیه” را برگزیدند، اندک اندک واژه “ترک” معنای شهروند ترکیه بودن را پیدا کرد. منتهی فقط در زبان های اروپایی. و گرنه ترک ایرانی یا ترکمن عراقی وضعشان عوض نشد. چون این تغییر و تحولات همزمان شد با جنبش هویت طلبی روشنفکران ایران، باستان گرایان ایرانی (و شگفتا که خیلی به همین حرکات هویت خواهی امروز ترکان ایرانی شبیه بود! یعنی یافتن ریشه هایی در گذشته های بسیار دور!) و البته برآمدن رضا شاه هم به جریانات دمید، اندک اندک در ادبیات رسمی نام ترک حذف گردید و کسانی مانند کسروی چون زبان باستانی آذربایجان را آذری می دانست، ترکان ایرانی هم شدند آذری!) و چون آذری از زبان های قدیم ایران بود و هم ریشه با فارسی بنابراین با شعار فقط یک زبان، فقط یک ملت و فقط یک نژاد رضا شاه (به تاسی از هیتلر) جور در می آمد، به زبان ترکی هم گفتند “لهجهء آذری” که حتی کسانی مانند فرخ نگهدار هم در نوشته هاشان آن را استفاده کردند و زبان رایج ترکی در ایران را “آذری” نامیدند.
اکنون در زبان انگلیسی برای نامیدن شهروندان ترکیه کمتر از واژهء ترک استفاده می شود وبیشتر از "ترکیش" استفاده می شود. چون پس از فروپاشی شوروی کشورهای ترک زبان بسیاری متولد شدند، زبان آنان را “ترکیک” گذاشتند یا زبان هایی که نام کشورشان بود. مانند زبان ازبکی، زبان قیرقیزی، زبان آذربایجانی و ….
به هنگام جنبش ترکان بلغارستان و مساله قبرس (که جمعیت ترک و یونانی دارد) ترک بودن از انحصار ترکیه در آمد! بعد ماجرای ترک های عراق و افغانستان هم به این اضافه شد و حالا مسایل ایران.
بنابراین چون ما تابعیت ایران را داریم و زبان ترکی زبان مادری ماست می شویم ایرانیان ترک زبان یا ترکان ایرانی. اشاره های بسیاری کرده ام که ترک در میان مردم کوچه و بازار (که شاملو به هنگام نوشتن فرهنگ کوچه و بازار، زبان مردم را اقیانوسی می دانست برای صید واژه ها و معیار را زبان مردم می دانست)، پس ما می شویم همان “ترک” اگر در خارج از کشور باشیم می شویم ایرانی. اگر با چند ترک از کشورهای مختلف در محفلی گرد هم بیاییم میشوم ترک ایرانی.