تبليغاتX
شیروان1 - جغرافياي انساني خلق ترك در ايران
دوشنبه 5 اسفند ماه سال 1387
جغرافیای انسانی خلق ترک در ایران

جغرافیای انسانی خلق ترک در ایران

 

مئهران باهارلی  

سؤزوموز

 

ایران موطن بیش از ٣٥ میلیون تن ترک زبان می باشد. روند خودآگاهی ملی و سیر ملت شوندگی این توده عظیم مخصوصا در دو دهه اخیر آن چنان سریع بوده است که امروز به راحتی می توان به جای صحبت از "گروههای گوناگون ترک زبان"، از وجود و قوام "ملت ترک" ساکن در ایران سخن راند.

 

سه زیرگروه جغرافیائی خلق ترک در ایران:   

   

لینگ نقشه ی پراکندگی جغرافیایی خلق تورک در ایران

 

خلق ترک ساکن در ایران، از سه زیرگروه جغرافیائی مشخص تشکیل یافته است:

یک- زیرگروه جغرافیائی شمال غرب: بدنه اصلی ملت ترک در ایران در ناحیه شمال غرب کشور ساکن است. این منطقه که در ادبیات سیاسی "آزربایجان جنوبی" نامیده می شود مرکز ثقل ترکزبانان ساکن در ایران می باشد. آزربایجان جنوبی کمابیش معادل "مملکت آزربایجان" در نظام سنتی و بومی "ممالک محروسه" دولتهای تورکی سلجوقی تا قاجاری است. "مملکت آزربایجان" و یا "آزربایجان جنوبی" اقلا شامل همه "آزربایجان ائتنیک" است. برخی آنرا معادل "آزربایجان تاریخی" و یا "آزربایجان سیاسی" که هر دو بزرگتر از "آزربایجان ائتنیک" می باشند دانسته اند. زیرگروه جغرافیائی شمال غرب و یا "آزربایجان ائتنیک" شامل بخشهای پیوسته ترک نشین شمال غرب کشور پیش از سالهای ١٩٠٦-١٩٠٥ یعنی سال شکست جنبش مشروطه و آغاز حاکمیت عملی قومیتگرائی فارسی بر بروکراسی، دولت و جامعه ایران است. آزربایجان ائتنیک نواحی ترک نشین استانهای دوازده گانه امروزی آزربایجان شرقی (همه)، آزربایجان غربی (اکثر)، اردبیل (همه)، زنجان (همه)، همدان (اکثر)، قزوین (همه)، مرکزی (اکثر)، گیلان (بخشی)، کردستان (بخشی)، تهران (بخشی)، قم (بخشی) و کرمانشاهان (بخشی) را در بر می گیرد و متروپل تهران را نیز شامل می شود. اکثریت مطلق ترکان متعلق به این زیرگروه جغرافیائی ملت ترک به لهجه آزربایجانی و اندکی نیز به لهجه سنقری زبان ترکی متکلم اند.  

 

دو- زیرگروه جغرافیائی شمال شرق: این زیرگروه جغرافیائی، ترکان پراکنده در استانهای امروزی خراسان شمالی، خراسان رضوی، گلستان، مازندران، سمنان و خراسان جنوبی را شامل می شود. ترکان متعلق به این زیرگروه جغرافیائی به دو گروه لهجه خراسانی و آزربایجانی زبان ترکی متکلم اند. این زیرگروه جغرافیائی شامل "افشاریورد" (ناحیه پیوسته ترک نشین در شمال شرق ایران) نیز می باشد.

سه- زیرگروه جغرافیائی جنوب-مرکز ایران: این زیرگروه جغرافیائی همه ترکان ایران به جز دو زیرگروه جغرافیائی شمال غرب و شمال شرق ایران را شامل می گردد. اکثریت مطلق ترکان متعلق به این زیرگروه جغرافیائی به گروه لهجه های آزربایجانی و اندکی (ابولوردی) به لهجه خراسانی زبان ترکی متکلم است. این زیرگروه جغرافیائی شامل "قاشقای یورد" (ناحیه پیوسته ترک نشین در جنوب ایران) نیز می باشد.

ترکهای ساکن در شمال غرب کشور و یا آزربایجان جنوبی که شامل کلان شهر تهران نیز می باشد، ٨٠،٣% از کل خلق ترک ساکن در ایران (اقلا ٢٩،٠% از کل جمعیت ایران)؛ ترکهای ساکن در جنوب ایران ١١،٦% از کل خلق ترک ساکن در ایران (اقلا ٤،٢% از کل جمعیت ایران)؛ و ترکهای ساکن در شمال شرق کشور ٨،١% از کل خلق ترک ساکن در ایران (اقلا ٢،٩% از کل جمعیت ایران) را تشکیل می دهند. با این حساب شمار ترکهای ایران، اقلا ٣٦،١% از کل جمعیت ایران و یا بیش از یک سوم آن است.  

 

سه زیرگروه لهجه ای خلق ترک در ایران:  

 

در ایران به شش زبان از زبانهای عضو خانواده زبانهای تورکی (Turkic) سخن گفته می شود. این زبانها عبارتند از ترکی (Turkish)، ترکمنی، خلجی، قزاقی، ازبکی و اویغوری. در اینجا به دو نکته می بایست توجه کرد. نخست آنکه "تورکی"Turkic  نام خانواده زبانی و "ترکی"Turkish  نام یکی از زبانهای داخل در این خانواده زبانی است. دوم آنکه مراد از زبان "ترکی" در اینجا شاخه شرقی اوغوز غربی است. (شاخه غربی اوغوز غربی، که آن هم زبان ترکی نامیده می شود لهجه های عثمانی-ترکیه ای اند و در ایران رایج نیستند). زبان ترکی، که زبان اول ایران به لحاظ شمار متکلمین آن است، در این کشور دارای سه گروه لهجه های "آزربایجانی"، "خراسانی" و "سنقری می باشد. این وضعیت مشابه وضعیت زبان کردی در ایران است که در این کشور دارای سه گروه لهجه های کرمانجی، سورانی و جنوبی (کلهری، کرمانشاهی و...) می باشد با این تفاوت که فرق بین لهجه های آزربایجانی، سنقری و خراسانی زبان ترکی بسیار کمتر از فرق بین لهجه های کرمانجی، سورانی و جنوبی زبان کردی است.  

 

گروههای لهجه ای زبان ترکی در ایران عبارتند از:  

 

یک-گروه لهجه های آزربایجانی زبان ترکی: این گروه، پرمتکلمترین لهجه زبان ترکی بوده و زبان اکثریت مطلق خلق ترک در ایران است. این گروه لهجه ها، زبان دو زیرگروه جغرافیائی "شمال غرب" (آزربایجان جنوبی)، و "مرکز- جنوب ایران" است و به این اعتبار، لهجه ای سراسری می باشد. لهجه های گوناگون ترکان ساکن در جنوب و مرکز ایران (به جز ابیوردی)، فارغ از منشاء ایلی و یا تباری متکلمینشان، همه جزء گروه لهجه های آزربایجانی زبان ترکی شمرده می شوند. لهجه های آزربایجانی زبان ترکی، همچنین زبان همه ترکان منسوب به شاخه غرقی اوغوز غربی ساکن در قفقاز (آزربایجان، ارمنستان، گرجستان، داغستان) ، آسیای صغیر (شرق ترکیه) و خاورمیانه (عراق، سوریه، اردن، ...) بوده و به این اعتبار زبانی منطقه ای است.

ب-گروه لهجه سنقری" زبان ترکی: این گروه که کم متکلمترین لهجه زبان ترکی است در واقع لهجه ای ویژه از گروه لهجه های آزربایجانی زبان ترکی می باشد. این لهجه منحصرا در یک منطقه مشخص آزربایجان یعنی در بخشهای آزربایجانی استان کرمانشاهان (عمدتا شهرستان سنقر) در شمال غرب کشور بکار میرود. این گروه لهجه ای منحصرا در آزربایجان جنوبی و ایران رایج است.

ج-گروه لهجه های خراسانی" زبان ترکی: این گروه در شمال شرق ایران در منطقه ملی موسوم به "افشار یورد" و یا "سلجوق" مرکب از بخشهای ترک نشین استانهای امروزی خراسان شمالی، گلستان، مازندران، خراسان رضوی، خراسان جنوبی و بخشهائی از استان سمنان رایج می باشد. علاوه بر آن، گروههایی چند از خلق ترک که به لهجه خراسانی زبان ترکی و یا لهجه های نزدیک به آن متکلمند در خارج خراسان و در دیگر نقاط ایران نیز یافت میشوند. به عنوان نمونه لهجه ترکان ابیوردی ساکن در استان فارس، یکی از لهجه های زبان ترکی است که علی رغم سکونت متکلمین آن در جنوب ایران، در میان گروه لهجه های خراسانی زبان ترکی و یا لهجه های مابین خراسانی و آزربایجانی جای داده میشود. این گروه لهجه ای منحصرا در ایران رایج است.  

 

متکلمین به لهجه های آزربایجانی زبان ترکی در خارج آزربایجان  

 

در ایران متکلمین به لهجه های آزربایجانی زبان ترکی در خارج آزربایجان را میتوان به سه بخش تقسیم کرد:  

 

١-گروههای تاریخی پیش-آزربایجانی: اینها گروههای تاریخی و بومی ترک هر منطقه اند که از دیرباز، به ویژه در دوره امپراتوریهای تورکی غزنوی-سلجوقی-خوارزمشاهی-موغولی در این نقاط سکونت نموده اند و به یکی از لهجه های پیش-آزربایجانی سخن میگویند.

 

٢-گروههای تاریخی آزربایجانی: گروههای تاریخی و بومی ترک هر منطقه اند که در دوره امپراتوریهای ترکی قاراقویونلو-آغ قویونلو-صفوی-افشاری در این نقاط سکنی گزیده و به یکی از لهجه های آزربایجانی سخن میگویند. خاستگاه تباری و مسقط الراس همه گروههای تاریخی آزربایجانی؛ ترکیه (آزربایجان ترکیه)، جمهوری آزربایجان، عراق-سوریه و آزربایجان جنوبی است.

 

٣-گروههای مهاجر آزربایجانی: گروههای مهاجر متکلم به لهجه های آزربایجانی اند که در قرون نوزده و بیست و در دو دوره قاجار و پهلوی از آزربایجان جنوبی به این نقاط مهاجرت نموده اند.

 

اغلب ترکان خراسان و بخشهائی از ترکان ایران مرکزی (استان اصفهان، ....) از گروههای تاریخی پیش آزربایجانی اند. و اما در مورد ترکان ساکن در جنوب و مرکز ایران، هرچند بدنه اصلی این دسته را گروههای تاریخی آزربایجانی تشکیل می دهند، اما آنها به لحاظ تباری و لهجه ای، در اصل ترکیب سه گروه مذکورند، یعنی اساس آنها را گروههای تاریخی آزربایجانی که با گروههای تاریخی پیش-آزربایجانی و گروههای مهاجر آزربایجانی آمیخته شده اند تشکیل می دهد.

سه حوزه عشایری خلق ترک:  

عشایر ترک ساکن در ایران را می­توان در سه حوزه تقسیم بندی کرد. این تقسیم بندی در انطباق با زیرگروههای جغرافیائی خلق ترک ساکن در این کشور می باشد. قابل ذکر است که گروههای داخل در این حوزه ها، تنها شامل آن بخش از خلق ترک است که هنوز هویت ایلی خود را حفظ نموده اند. امروز صرفا بخش کوچک و تقلیل یابنده ای از گروههائی که هویت ایلی خود را همچنان حفظ نموده اند دارای حیات کوچرو می باشند:

یک-حوزه عشایری شمال غرب و یا آزربایجان جنوبی: این حوزه که منطبق بر آزربایجان ائتنیک است شامل استانهای آزربایجان غربی، آزربایجان شرقی، اردبیل، گیلان، همدان، تهران، قم، قزوین، زنجان، مرکزی، کردستان و کرمانشاه می­باشد.

تعدادی از هویتهای عشایری ترک این حوزه عبارتند از: شاهسئوه ن (شاهسون)، قاجار، قاراپاپاق (قره پاپاق)، قاراداغلو (قره داغ)، قاراگؤزلو (قره گوزلو)، قاراقویونلو (قره قوینلو)، خدابنده لو (خارابانتو-خیرماندالی)، یاریم تاقلی (یارم طاقلو)، ....

تعدادی از ایلات ترک هنوز کوچنده در این حوزه را ایلات شاهسون، قره داغ (ایل ارسباران)، قره پاپاق، شاهسون بغدادی، مغان و یارم طاقلو و .... تشکیل می­دهند.

دو-حوزه عشایری جنوب و جنوب غرب: این حوزه شامل مناطق ملی فارسستان، عربستان، لرستان، لارستان و بلوچستان (شامل استانهای چهار محال و بختیاری، فارس، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، بوشهر، یزد، خوزستان، کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان) می باشد.

تعدادی از هویتهای عشایری ترک این حوزه عبارتند از: قشقائی، خمسه (ایناللو، بهارلو، نفر، ...)، افشار، بوچاقچی، آغاجری، قاجار، کنگرلو، چهرازی، لره کی، بهارلو، سیرجان، قرائی، گوندوزلو، رائینی، ....

تعدادی از ایلات کوچنده ترک این حوزه جغرافیایی را ایلات قشقایی، خمسه، فارسیمدان، کشکولی، دره شوری، افشار، قرایی، بچاقچی و ... تشکیل می­دهند. این حوزه، اکثریت عشایر کوچنده ترک کشور را در خود جای داده است.

سه-حوزه عشایری شمال شرق: این حوزه شامل استانهای خراسان شمالی، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، مازندران، گلستان و سمنان می باشد.

تعدادی از هویتهای عشایری ترک این حوزه عبارتند از: گرایلو، قرائی، آینالو، مهینه ای، تمیرلو، ناردین، گوداری، گوارسی، آلی ایلی، قاراقویونلو، بیات، قاراچورلو، ایمورلو، بوکانلو، جویانلو، بورانلو، قلیجانلو، ...

جامعه تحلیل رونده عشایر کوچنده ترک:

تا یک قرن پیش در ایران، تغییر و تحولات سیاسی کلان کشور توسط دولتهای ترکی آزربایجانی که خانواده حاکمشان دارای منشاء ایلی بود مانند ایلدنیزلی، قاراقویونلو، آغ قویونلو، صفوی، آفشار و قاجار رقم زده می شد. در کل ایران نیز در قرن نوزده بیش از ٣٠ درصد از کل جمعیت کشور را عشایر کوچنده تشکیل می­داد. اما طی سده اخیر به موازات تغییرات سیاسی و اجتماعی در کشور، در نسبت سه الگوی زیستی عشایری، شهری و روستائی نیز دگرگونی حاصل شد. نتیجتا جامعه عشایری بتدریج جایگاه و سیطره نظامی، سیاسی و اقتصادی خود در کشور را از دست داد، به صورت جامعه ای پیرامونی و اقماری در آمد و به سرعت رو به اضمحلال رفت. بگونه­ای که بر اساس نتایج آمارگیری سال ١٣٦٦ توسط مرکز آمار ایران، اکنون عشایر کوچنده با ٢٠٠،٠٠٠ خانوار عشایری کوچنده، و جمعیتی حدود ١،٣٠٠،٠٠٠ نفر صرفا ٢ درصد کل جمعیت کشور را به خود اختصاص می­دهند.

در همخوانی با سیر نزولی وزنه جمعیتی عشایر کوچنده در کل ایران، وزنه جمعیتی عشایر کوچنده در میان ترکان نیز کاهش یافته است. در واقع در میان ملل عمده ساکن در ایران، ملت ترک پس از فارسها دارای کمترین درصد عشایر کوچنده است. در حال حاضر ملل دارای بیشترین درصد منسوبیت ایلی و عشایری ایران به ترتیب نزولی عبارتند از ١-بلوچ، ٢-ترکمن، ٣-عرب، ٤-کرد ٥-لر، ٦-ترک، ٧-فارس. درصد متوسط عشایر کوچنده ترک نسبت به کل جمعیت ترکان منطقه در کل ایران حداکثر ٢-٣؛ در آزربایجان جنوبی اندکی کمتر از متوسط ٢-٣ درصد و در جنوب- مرکز ایران اندکی بیشتر از آن است.

شش زیرگروه اعتقادی ملت ترک:

ملت ترک ساکن در ایران را به لحاظ اعتقادی می توان به شکل ناباوران (افراد غیردینی، ضددینی، ....) و دین باوران تصنیف نمود. به دلیل تضییقات دولتی و نبود آزادیهای اعتقادی-دینی-مذهبی در ایران تعیین دقیق تعداد ناباوران ترک غیرممکن است.

دین باوران ترک در ایران را می توان به دستجات زیر تقسیم کرد:

یک-جعفری: مذهب جعفری، قرائت ترکی شیعه دوازده امامی متشرعه از اسلام اورتودوکس است. سه فرق اصلی این مذهب با قرائت فارسی شیعه دوازده امامی متشرعه و یا مذهب امامی عبارت است از عدم اعتقاد مذهب جعفری به عصمت امامان شیعی، قائل نبودن به امتیازات صنف روحانی و در راس آنها ولایت فقیه و باور به لزوم جدائی دین از امور دولتی است. تخمین زده می شود که اکثریت مطلق ترکان ایران بر این مذهب بوده باشند. جعفریان ترک در معرض تضییقات سیستماتیک جمهوری اسلامی قرار دارند.

دو-علوی: این گروه بازماندگان ترکان قزلباش در تاریخ است. "قزلباشی-بکتاشی" قرائت ترکی شیعه دوازده امامی متصوفه از اسلام هترودوکس است (در مقابل قرائت ایرانی-کردی شیعه دوازده امامی متصوفه که "اهل حق" نام دارد). فرق عمده مذهب علوی با شیعه دوازده امامی متشرعه، عدم اعتقاد علویان به شریعت اسلامی است. تخمین زده می شود که بین ١٠ تا ٢٠ در صد ترکان ساکن در ایران بر این مذهب بوده باشند. علویان ترک که در ایران با نامهای گوناگون (قیرخلار، قاراقویونلو، آبدال بیگ، صوفولار، شاملو، علی اللهی، سیر طالیبی، یئددیلر، قارداش، شاغی، آتش بیگ، ...) شناخته می شوند در سراسر آزربایجان و بخشهائی از خراسان پراکنده اند. اکثریت مطلق ترکان آزربایجانی به شمول همه طوائف تاریخی ترک مانند شاهسئوه ن، افشار، بیات، قاراقویونلو، بهارلو، قشقائی و .... ابتدائا بر این مذهب بوده اند. علویان ترک در معرض تضییقات سیستماتیک جمهوری اسلامی قرار دارند.

سه-سنی: ترکان سنی عمدتا در استان آزربایجان غربی (اطراف اورمیه، سلماس، خوی، ...) و قسما در استان اردبیل و گیلان ساکن اند. رایج ترین نام آنها در استان آزربایجان غربی کوره سوننی است. تعداد ترکان سنی بین ١ تا ٣ درصد کل ترکان ساکن در ایران است. این دسته اکثرا شافعی و برخی حنفی، هر دو از مذاهب اسلام اورتودوکس اند. در خارج ایران ٣٠ در صد ترکان جمهوری آزربایجان و اکثریت مطلق ترکان آزربایجانی ترکیه سنی مذهب اند. سنیان ترک در معرض تضییقات سیستماتیک جمهوری اسلامی قرار دارند.

چهار-جریانات پراکنده باطنی، تصوفی، وحدت وجودی: این گروهها گذار از شیعه متصوفه از اسلام هترودوکس به شیعه متشرعه از اسلام اورتودوکس (و یا عکس آن) را نشان می دهند. ذهبیه، وحدت وجودیها، شیخیه، خاکساریه، نعمت اللهیه، مولویه، ...... را می توان در این دسته جای داد. تعداد دقیق پیروان این فرق و طریقتها که اکثرا در شهرهای بزرگ طرفدارانی دارند معلوم نیست. همه این دسته جات در معرض تضییقات سیستماتیک جمهوری اسلامی قرار دارند.

پنج-بهائی: دین بهائی انشعابی از شیعه دوازده امامی متشرعه است. تعداد دقیق ترکان بهائی در آزربایجان و دیگر نقاط ایران دانسته نیست. اما شمار آنان پس از تاسیس جمهوری اسلامی و آغاز تضییقات سیستماتیک و قتل و کشتارهای خیابانی توسط عوامل دولتی و فرار و مهاجرت گروهی بهائیان به خارج کشور به شدت کاهش یافته است.

شش-امامی: مذهب امامی قرائت فارسی شیعه امامی متشرعه از اسلام اورتودوکس است. فرق عمده مذهب فارسی امامی با مذهب ترکی جعفری، اعتقاد گروه نخست به عصمت امامان، امتیازات صنف روحانی از جمله ولایت فقیه و در هم آمیزی امور دینی و امور دولتی است. مذهب امامی در میان ترکان پدیده ای نوظهور است. رواج این مذهب در میان ترکان ساکن در ایران، تناسب مستقیم با آسیمیلاسیون و فارسسازی آنها دارد. نخستین امامیان از ترکان آزربایجان به تعداد انگشت شمار در عصر صفوی پدیدار شده اند. سپس در دوره قاجار و بویژه در عصر پهلوی و جمهوری اسلامی گروهی بومی معتقد به این مذهب در میان ترکان پدید آمده که در آغاز از روحانیون امامی و خانواده های آنها تشکیل می شده اند. پس از تاسیس جمهوری اسلامی، رایج ساختن اجباری مذهب امامی و تبدیل جبری مذهب ترکان جعفری، علوی، وحدت وجودی، بهائی و .... به این مذهب، از سیاستهای راهبردی دولت جمهوری اسلامی برای آسیمیلاسیون ترکان ساکن در ایران و ساختن "ملت ایران" (فارسی زبان، امامی مذهب) بوده است. از اینرو مذهب فارسی امامی در میان ترکان را می توان به عنوان مذهبی استعماری و هکذا نمایندگان ولایت فقیه و حوزه های علمیه امامی را به عنوان عمال و پایگاههای استعمار فارسی در آزربایجان توصیف نمود.

٦-مسیحی: در ایران ترک مسیحی وجود ندارد. اما بخشی از دیاسپورای ترکان آزربایجانی ساکن در عراق (موسوم به تورکمان) بر دین مسیحی اند. این گروه که سابقا تعداد آنها سی هزار تن بود و در شهر کرکوک اقامت داشتند با نام "قالا گاوورو" شناخته می شدند.

زیرگروههای کشوری ملت ترک

همانگونه که ذکر شد، مراد از "خلق ترک" در این نوشته، ترکزبانان متکلم به "شاخه شرقی اوغوز غربی" است. ("شاخه غربی اوغوز غربی" که توده ترکزبان مرکز و غرب ترکیه، بالکان، قبرس و .... را شامل می شود نیز "ترکی" نام دارد). مرزهای سیاسی بین المللی توده متکلم به "شاخه شرقی اوغوز غربی" را بین چند کشور همسایه تقسیم کرده است، یعنی وضعیتی مشابه توده کردزبان که بین چندین کشور خاورمیانه تقسیم شده است. محل اسکان این توده ترکزبان، نخست بین دو دولت عثمانی و صفوی-افشار-قاجاری تقسیم گردیده، سپس با ورود روسیه بخشی از آن در قفقاز به قلمرو دولت تزاری ضمیمه شده و در نهایت با فروپاشی عثمانی، قسمتهائی از آن در کشورهای ترکیه و عراق و سوریه و اردن و ... قرار گرفته است. به همه حال ترکان متعلق به شاخه شرقی اوغوز غربی و یا "ملت ما" که همه دارای هویت ملی واحدی بوده، عضو یک ملت اند، امروز در کشورهای زیر ساکن اند،:

 

یک-ایران: این زیرگروه همه ترکزبانان ساکن در ایران که به یکی از لهجه های آزربایجانی، سنقری و خراسانی صحبت می کنند را شامل می شود.

دو-قفقاز: این زیر گروه همه ترکزبانان ساکن در قفقاز که در دوره حکومت شوروی اصطلاحا و در راستای سیاستهای استعماری روسیه به نادرستی "آزربایجانلی" خوانده می شدند را شامل می گردد و مشتمل است بر ترکان آزربایجان، گرجستان، ارمنستان (قبل از دیپورت شدن) و داغستان روسیه. اکثریت دین باوران این گروه جعفری و بخشی سنی مذهب است.

سه-آخیسقا-مئسخئت: موطن این زیرگروه که اصلا آمیخته ای از ترکان آزربایجانی قفقاز و ترکان آزربایجانی ترکیه است کشور گرجستان می باشد. اکثریت دین باوران این گروه سنی و بخش کوچکی علوی مذهب است.  

چهار-شرق ترکیه: این زیرگروه عمدتا ترکزبانان ساکن در ناحیه موسوم به آزربایجان ترکیه مرکب از استانهای ایغدیر، قارس، آرداهان، ارزروم، گوموشخانا، بایبورت و ارزینجان را شامل است. اکثریت دین باوران این گروه سنی، بخشی علوی و گروهی کوچک نیز جعفری مذهب است.

پنج-عراق-سوریه-اردن-لبنان-اسرائیل: این زیرگروه همه ترکزبانان کشورهای عراق، سوریه، اردن، لبنان و اسرائیل را شامل می گردد. اکثر این گروهها به ویژه در عراق با نام "تورکمان" شناخته می شوند. به تقریب نیمی از دین باوران این گروه سنی و نیمی علوی مذهب است.

شش-افغانستان: در این کشور گروه بسیار کوچکی از ترکان آزربایجانی بنام افشار در هرات و کابل ساکن اند. افشارها بخشی از توده بسیار بزرگتر قزلباشها در این کشور می باشند. به جز افشارها، همه قزلباشهای ساکن در افغانستان تغییر زبان داده و تاجیک زبان شده اند.

 

چند نکته:

-هنگامی که از ملت ترک ساکن در ایران سخن گفته می شود منظور صرفا کسانی هستند که زبان مادری و ملی تاریخیشان یکی از سه لهجه "آزربایجانی" (شامل قشقائی، ایناللو و .....)، "سنقری" و "خراسانی" زبان ترکی، و نه مثلا یکی از زبانهای ترکمنی، ازبکی و قزاقی است. در ایران "ملت ترک" غیر از "ملت ترکمن" و "قزاق" است. حتی خلق "ترک" و خلج "خلج" که در بخشهای جنوب شرقی آزربایجان جنوبی ساکن است، دو گروه ملی تورکی جداگانه اند.

-هنگامی که از ملت ترک سخن گفته می شود منظور صرفا متکلمین به شاخه شرقی اوغوز غربی است. امروزه در جهان دو ملت با نام ملی ترک وجود دارد: یکی شاخه شرقی اوغوز غربی به وجهی که در بند یکم ذکر شد و دیگری شاخه غربی اوغوز غربی که شامل ترکان ترکیه مرکزی و غربی، بالکان و قبرس است (شاخه اوغوز شرقی، زبان ترکمنی است). این دو گروه علی رغم آنکه به دو لهجه یک زبان واحد سخن می گویند و نام ملی هر دو نیز ترک است، به دلائل بسیار تاریخی، جامعه شناسانه و سیاسی دو ملت و دو هویت ملی جداگانه اند.

-تقسیم شدگی لهجه ای و جغرافیائی و چندپارگی خلق ترک توسط مرزهای بین المللی و سیستمهای اعتقادی واقعیتی تاریخی است. این تقسیم شدگی و چندپارگی به دلیل نبود دولت واحد فراگیر در تاریخ اخیر که چتر حاکمیت خود را بر همه این زیرگروهها بگستراند و نیز فقدان ذهنیتی در میان نخبگان و روشنفکران گروههای مذکور که وحدت آنها را درک و تقویت نماید تشدید شده است.

-همه ترکزبانان (منظور شاخه شرقی اوغوز غربی است) ساکن در ایران و منطقه فارغ از لهجه، طائفه، اعتقاد، استان و یا کشور محل سکونت و .... اعضا و افراد یک گروه ملی بنام "ملت ترک" اند. همانگونه که همه ارمنیان ایران، منطقه و حتی جهان و یا کردهای ایران و منطقه منسوب به یک ملت با نامهای به ترتیب ارمنی و کرداند.

-دسته بندی و تجزیه ترکزبانان مذکور تحت نامهای "ملت آزربایجان"، "ترکان ایرانی"، "ایرانیان آزری زبان"، "قوم قشقائی"، "طائفه افشار"، "فرقه اهل حق" و .... سیاستی استعماری و در دشمنی آشکار با ملت ترک و هویت و منافع ملی آن است.

-مراکز استعماری غربی، روسی و فارسی تلاش بسیار گسترده ای را انجام می دهند تا زیرگروههای لهجه ای، جغرافیائی، اعتقادی، طائفه ای و استانی ملت ترک ساکن در ایران و یا زیرگروههای کشوری خلق ترک را به اقوام و گروههای ملی جدا و متفاوت تجزیه و بدل سازند.

-این اندیشه استعماری علاوه بر دولت ایران و پان ایرانیستهای آشکار، از سوی برخی از آزربایجانیان مدافع پان ایرانیسم نقابدار چپگرا (سیروس مددی) و راستگرا (مرتضی نگاهی) نیز تبلیغ می شود.

-تلقی ترکزبانان ساکن در ایران به عنوان اقوام و گروههای ملی متفاوت و جدا یکی از اصلی ترین و دقیقترین معیارها برای شناخت پان ایرانیستهای نقابدار و مدافعین سیاستهای استعماری فارسی و روسی در میان ترکان و آزربایجانیان است. هر اندیشه، گروه، شخصیت و ... که معتقد به جدائی ملی و ائتنیکی زیرگروههای ترکزبانان ساکن در ایران و منطقه باشد، یا پان ایرانیستی آگاه است و یا متاثری ناآگاه از پان ایرانیسم.

-اگر امروز در داخل و خارج ایران کسی یافت نمی شود که ادعا کند کردهای ساکن در غرب ایران و شمال شرق ایران و حتی کردهای ساکن در ایران و ترکیه و عراق و قفقاز هر کدام برای خود اقوام و ملل جداگانه ای اند، این در سایه تلاش گسترده نخبگان و مجاهدات روشنفکران کرد برای خودشناسی، تثبیت هویت مشترک و واحد کردی و شناساندن موفقیت آمیز این خود و هویت به توده کرد و جهانیان است.

-امروز اگر دول استعماری، دولت ایران، ناسیونالیسم فارسی و پان ایرانیستهای آزربایجانی آشکار و نهان همچو سیروس مددی و مرتضی نگاهی می توانند ادعا کنند که ترکان استانهای آزربایجان شرقی و غربی اقوامی جدا از ترکان استانهای همدان و مرکزی، و این دو نیز جدا از ترکان ساکن در جنوب ایران و عراق و قفقاز و .... که خود آنها هم اقوام جداگانه ای اند می باشند، این صرفا در اثر غفلت نخبگان و روشنفکران ترک در امر خودشناسی، تثبیت هویت مشترک و واحد ترکی و ناکامی در شناساندن این خود و هویت به توده ترک و جهانیان است.

گرچه یه هو!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 12:51  توسط شیروان  |