تبليغاتX
شیروان1 - فرا رسیدن عید نوروز

فرا رسیدن عید نوروز را به همه هموطنان ایرانی و تمام کسانی که آن را گرامی می دارند تبریک گفته و به جای دعا، آرزو و تلاش کنیم که سال جدید سال آزادی (دین، زبان و بیان) و آزادی زنان، همراه با فقرزدایی (فقر در حد بینوایی) در کشور ثروتمندی همچون ایران باشد.

در نوشتن این مقاله من به جای توسل به احساسات، در حد داده ها و اسناد باقی خواهم ماند و اشتباه را با ارائه و سند و دلیل برای هر سطر این نوشته مرجوع خواهم دانست.  

پدیده نوروزکه آغازفصل بهاردرنیمکره شمالی وشروع پائیزدرنیمکره جنوبی است، درواقع یک پدیده نجومی است. دردو روز، زمین دردَوَران بیضی وار نزدیک به دایره اش به دورخورشید، به سبب انحراف محوری اش، در وضعی قرار می گیرد که شب و روزدرتمام کره زمین 12 ساعت می شود و نوید شروع بهار (نوروز) در نیمکره شمالی و آغاز پائیزرا درنیمکره جنوبی می دهد. و به همین قیاس تقریباً ششماه بعد یادآور آغاز پائیزدر نیمکره شمالی و فرا رسیدن بهار در نیمکره جنوبی را اعلان می دارد. علاوه بر دو روز اول بهار و اول پائیز، دو روز دیگر نیزدرنیمکره شمالی و جنوبی (جز خط استوا و دو قطب) بصورت عکس همدیگر مشخص اند. طولانی ترین روز نیمکره شمالی با طولانی ترین شب نیمکره جنوبی مصادف است و برعکس، همچنان که فصل ها در مقابل همدیگر قرار دارند.

نتیجه اینکه نوروز (اول بهار) نظیر (اول پائیز) یک پدیدۀ جهانی نیست، پدیده ای است که به نیمکره شمالی متعلق است و همان موقع در نیمکره جنوبی آغاز پائیز است، و اول پائیز نیمکره شمالی نیز با آغاز بهار (نوروز) نیمکره جنوبی مصادف است.

همین قیاس در مورد طولانی ترین روز (به قول منجمین قدیم: )قلب الاسد) وطولانی ترین شب (یلدا) هم صادق است. گویی بخاطر خط استوا، کرویت زمین، انحراف محوری اندکی بیش از23 درجۀ آن، ونیز بیضی بودن مدارش، کره زمین با قانون تقابل " یانگ" و"یین" چینی وهمراهی دو تضاد با هم، در مورد فصول رفتار می کند نه با قاعده "این همانی" ارسطو، لذا سخن در مورد نیمکره شمالی است و ذهن در مورد نیمکره جنوبی باید آن را وارونه سازد تا حقیقت کلی و کامل را درمورد کل کرۀ زمین درک کند.

پس ازاین مقدمه کوتاه، قابل ذکراست که بقول منجم ودانشمند واندیشمند بزرگ، ابوریحان بیرونی، درک و تشخیص طولانی ترین روز و شب سال نیازی به دانستن هندسه و ریاضیات و علم نجوم ندارد. آن دو روز را مردمان غیرمتخصص نیزمی توانند ازاندازه گیری کوتاه و بلند شدن سایه دیوارخانه شان تشخیص دهند و دو روزبقول او    " انقلاب صِیفی" و " انقلاب شَتوی " را تعیین کنند، "اما اعتدالین (نوروز و اول مهر) را نمی شود شناخت مگر پس از اینکه انسان درآغازکارعَرض بَلد ومِیل کلی را بداند ". (آثارالباقیه عَن القرون الخالیه، صفحه 343، ترجمۀ اکبردانا سرشت،1321 تهران) انحراف محوری زمین را مانند شعاع زمین ابوریحان محاسبه کرد. کشف نوروز و اول مهر، یعنی آغاز بهار و آغاز پائیز در واقع یکی از کشفیات بزرگ بشری است و مربوط می شود به مسئله مهم "زمان سنجی".

از نظرعلم تاریخ و جامعه شناسی، اقوام و مردمان شکارچی و کوچ - رو تقویم قمری دارند. آنان فاقد امکانات فکر ( خط، هندسه، ریاضیات، و علم نجوم ) و ابزار لازم (رصدخانه) و نیز نیاز واقعی برای سنجش دقیق زمان هستند: ( مالیات گیری، مراسم مذهبی سالانه، تحقیق علمی و قشون کشی و...). حداکثر در مواردی، فرا رسیدن بهار را از روی رویش گیاهی جهت چرای گوسفندان و گله های خود عزیز می دارند، بی آنکه به مرحله "زمان سنجی" برسند و روزی را که شب و روز در آن برابر می شود تشخیص دهند، تا چه رسد به تعیین دقیق تحویل سال، که شناختِ ساعت، دقیقه و ثانیه را می طلبد.

"زمان سنجی" نیاز زیستی مردمان اسکان یافته است که بتوانند دورۀ کاشت و داشت و برداشتِ محصول خود را معین سازند، اما انسانهای روستانشین نیز نمی توانستند در عصر سنت، اول بهار یعنی نوروز یا اول مهر (پائیز) را تعیین کنند. "زمان سنجی" کار آسانی نیست و امروزدرعصر انفورماتیک (قرن بیست و یکم میلادی = پانزدهم هجری شمسی) مردمان عادی با وسایل معمولی قادر به این کار نیستند و روز و لحظه تحویل را نمی توانند مشخص سازند. برای رسیدن به "زمان سنجی" و تنظیم تقویم خورشیدی مقدماتی لازم است که در درجه اول، به وجود آمدن شهرنشینی، سپس تشکیل دولت و پدیدار شدن دین، توسعه تولید و مبادله، جمع آوری مالیات و ... است، و نیازو پولی که باید امکانات لازم برای تحقیق علمی مسئله فراهم آورد، تا منجمان بتوانند آن دو روز را تعیین کنند. به عبارت دیگر تشکیل دولتشهرها، شرط لازم برای " زمان سنجی" است، اما شرط کافی، کشف خط، توسعه ریاضیات و تأسیس رصدخانه است. با این مقدمات به موضوع "زمان سنجی" و کشف نوروز (اول بهار) و اول پائیز می پردازم.

"زمان سنجی" و تعیین نوروز (اول بهار) و اول پائیز، در کنار اول تابستان و زمستان، بنا به داده های تاریخی، به آغازگران تمدن بشری یعنی "سومریان"، میرسد، مردمی زراعت پیشه و متمدن، که جهت تنظیم امور زراعی و تولیدی، تجاری، اداری، دینی و نظامی و ... خود نیاز به تقویم خورشیدی و " زمان سنجی" داشتند.

سومریان در 3300 ق. م (پنج هزار و سیصد سال پیش) خط را در شهر اوروک  URUK کشف کردند و آن را از شکل تصویرنگاری (پیکتوگرام) به خط اندیشه نگاری (ایدئوگرام) میخی تکامل دادند که به خط عهد باستان مبدل شد و هم اقوام پیوندی زبان ِ ایلامی وگوتی و.. هم قالبی زبان ِ (سامی زبان) اککدی، بابلی و آسوری، و هم تحلیلی زبان ِهیتتی و هخامنشی، زبان ِ خود را با آن خط به کتابت درآوردند. با کشف خط، تجربیات نجومی نیزمثل تجربیات طبی وادبی و ... قابل نوشتن شد و حفظ گردید و تکامل یافت. ریاضیات سومری نیز با کشف خط توسعه یافت(جرج سارتون – تاریخ علم). سومریان تجارت پیشه برای تسهیل محاسبات خود به جای مبنای ده (که به انگشتان دستها مرجوع است)، براساس شش، مبنا را شصت قرار دادند و هنوز سنجش زمان (دقیقه و ثانیه) بر مبنای شصت سومری انجام می گیرد. سومریان در نخستین شهر جهان یعنی شهر" اور" ـ به معنی شهر: در اور- میه (شهر آب)ـ در " زیگورات " مشهور که هم معبد و هم رصدخانه بود به مرحله زمان سنجی رسیدند و توانستند برای اولین بار، دو روزی که در آن شب و روز با هم برابر می شود و نیز اول تابستان و زمستان را نیز تعیین کنند. در رصدخانۀ " اور" آنها متوجه هفت ستارۀ متحرک در آسمان شدند که بنظرشان به دور زمین ساکن می گردیدند و "هفته" از همین رصد به دست آمد که در بعضی از زبانهای اروپایی هنوز نام آنها باقی مانده است.

1ـ روز خورشید  Sunday (یکشنبه)

2ـ روز ماه  Monday  (دوشنبه) به فرانسه Lundi و به همان معنی.

3ـ روز مریخ  (بهرام) Mardi بفرانسه  (سه شنبه) که همان  Marsdi یا روز مارس است.

4ـ روز عطارد (تیر) Mereredi  بفرانسه (چهارشنبه) یعنی روز مرکور است.

5ـ روزمشتری (برجیس) که بفرانسه Jeudi گویند که روز ژوپیتر یعنی خدای خدایان رومی است (در یونانی زئوس تلفظ می شد).

6ـ روز زهره (آناهیت) که بفرانسه  Vendredi است که همان روز ونوس می باشد. (آناهیت بصورت ناهید درآمده است.)

7ـ روز زحل (کیوان) که به انگلیسی  Saturday  است یعنی روز ساتورن که همان زحل است.

علت عدم ترتیب درست نام روزهای هفته در تطابق با واقعیت، از سومر تا رصد بغداد (قرن سوم و چهارم هجری) ناشی ازسطح پائین ریاضیات ( نبودن علم جبر، کسر اعشاری و بخصوص عدد π پی ) و نیز دقت اندک وسایل نجومی ( اسطرلاب ها ) بوده است. بدون احتساب خورشید و ماه، بنابه ترتیب حقیقی: عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل باید قرار گیرد چنان که در تاریخ یعقوبی آمده است.

شبانه روز را نیز بنا به چهار خدای اصلی و پایۀ  شش، به چهار تعداد شش ساعت تقسیم کردند که درهریک، یکی ازخدایان حاکم است: شش ساعت شب، شش ساعت صبح، شش ساعت ظهر، وشش ساعت عصرچهارخدای اصلی (وطبیعی) سومری اساس چهار عنصر، چهار طبع و به تبَع آن چهارفصل وچهارقسمت یک شبانه روزاست بقرار زیر:

1ـ خدای آسمان (آن: خدای پدر: گرما و آتش)

2ـ خدای زمین (تی: خدای مادر: سردی وخاک)

3ـ خدای هوا (انلیل: خدای هوا) که از ترکیب آسمان و زمین به وجود می آید.

4ـ خدای آب(دریاهای ژرف و آبهای کنترل شده) که بنام " انکیدو "  نامیده می شد.

خدای آسمان طبعی " گرم و خشک " دارد و نشانۀ فصل تابستان و ظهردرروز است.

خدای زمین طبعی سرد و خشک دارد و نشانه زمستان و شب است.

خدای هوا طبعی گرم و تر دارد و نشانه پائیز و عصر است.

خدای آب طبعی سرد و تر دارد و نشانه بهار و صبح است.

طب سُنتی، برای به تعادل درآوردن این " چهار طبع مخالف و سرکش " بنا شده بود و چهارعنصر( آخشیج ها ) نیز بر آن اساس بودند. هر فصل نیز خصلت یکی از این چهار خدا را داشت.

در این مورد می توان به الواح سومری تالیف Samuel Noah Kramer  ساموئل کرامر با ترجمه استادانه داود رسایی، انتشارات ابن سینا، 1340 تهران رجوع کرد(صفحات: 118، 160، 156، 265، 325، و ... کتاب از روی چاپ اول History Begins at Summer    ترجمه شده که در چاپ دوم بیش از صد صفحه به آن افزوده شده است.) سومریان در روز اول بهار (نوروز) جشن های مفصلی، به مدت دوازده روز برگزار می کردند (صفحه 365) و هر نوروز زن خدای سومری به نام " نانشه " که الهه ی " عدالت، مهربانی و راستی " بود به حساب نیک و بد مردم رسیدگی می کرد و شوهرش و چند گواه نیز حضور دارند (صفحه 129) ...

از مُناظرۀ تابستان و زمستان نیز (صفحه 325) آشنایی آنها با دو فصل دیگر معلوم است. از مزارعی هم اسم برده اند که در چهار فصل محصول می دهند (صفحه 118) دانشمند شهیر " ژان بوترو"  که همکار "کرامر" است و کتاب فوق تحت عنوان "تاریخ از سومر شروع می شود"   L’ Histoire Commence a Sumer  در زیر نظر او به فرانسه ترجمه شده در کتاب ارزندۀ دیگرش به نام ادیان خیلی باستانی در بین النهرین در صفحه 316 از مراسم سال جدید و در صفحه 306 از دوازده روز جشن نوروزی سخن می گوید که روز سیزدهم استراحت می کردند. در مورد تقویم سومری هم می توان به صفحات 294 ـ292 کتاب رجوع کرد.

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 19:48  توسط شیروان  |